عبدالله مستوفى

300

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بوشهر كه در نظامنامهء ادارى و بودجه ، كارگزارى درجه اول پيش‌بينى شده بود برود . پس اين اداره رئيسى لازم داشت ، معاون الدوله بدون اينكه از طرف من يا جوانها اقدامى بشود ، بصرافت طبع ، مرا براى اين كار سزاوار دانسته بكارگزينى دستور داد كه حكم كارگزارى ميرزا سيد عبد اللّه خان براى بوشهر و رياست ادارهء دول غيرهمجوار براى من توأما صادر شود . منتهى عملى شدن اين دو كار بگذشتن بودجهء سال 1328 و برقرارى حقوق كارگزارى اول بوشهر منوط گشت . تمام وزارتخانه از جوان و پير به من تبريك گفتند ، ولى من موقتا به كار معاونت ادارهء روس و ميرزا سيد عبد اللّه خان بشغل كفالت ادارهء دول غير همجوار مشغول بوديم تا بودجه بگذرد . باز در كابينه تغييرى حاصل شد ، جناب آقاى حسينقلى نواب وزير امور خارجه شد ، اين تغيير هم تغييرى در وضع جوانها حاصل نكرد و سكان ادارات در دست جوانها ماند . براى اينكه خوانندهء عزيز از افكار و رويهء جوانها اطلاع حاصل كند و از اتحاد و صميميتى كه بسعى جوانان در اين دوره بين عموم اعضاى وزارت خارجه برقرار شده بود مسبوق شود ، چند وقعه را باوجود كمى اهميت آنها در اينجا متذكر ميشوم . مشترى نقد وزارت خارجه در اينوقت از وزارتخانه‌هائى بود كه دخلش كاملا وفا بخرجش ميكرد . در چند سالهء وزارت خارجهء ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله ، بسعى و اهتمام دو پسرش حسن و حسين پيرنيا ، نظامنامه‌هائى براى تمبر تذكره و حق تمبر دفترى نوشته شده و بىترتيبىهاى سابق رفع گشته و مأموريت مشير الملك حسن پيرنيا بسفارت پطرزبورغ هم ، اين نظامات را كاملا عملى كرده بود و تقريبا حيف‌وميلى در كار نبود . بلژيكىها هم در گمركات سرحدات با اجازهء وزارت خارجه ، در تذكرهء صادر و وارد ، كاملا تفتيش ميكردند . رئيس محاسبات وزارت خارجه همينقدر كه دفتر صادر و وارد تمبر را منظم نگاهداشته و هر قدر از اين اوراق بهادار براى مأمورين ميفرستاد حساب آن را ميخواست ، عايدى وزارتخانه تأمين بود . در وزارت خارجهء علاء السلطنه ، در موقعى كه جوانها تازه سكاندار اداره شده بودند ، بر سر رياست محاسبات وزارتخانه مذاكره‌اى بين وزارت خارجه و وزارت ماليه درگرفت . وزير ماليه جناب آقاى حسن وثوق ، وثوق الدوله ، ميخواست دخل حاضر وزارت خارجه را تصرف كند و مصارف وزارت خارجه را تحت تفتيش قرار دهد و به اين نظر پيشنهاد ميكرد كه حسن مشار ، مشار الملك ، رئيس محاسبات وزارت خارجه تعيين گردد . در صورتى كه مشار الملك در وزارت خارجهء سعد الدوله ، در استبداد صغير ، اين كار را داشته و از قراريكه ميگفتند ، حيف‌وميلهائى در كار درآمد وزارتخانه واقع شده بود و مخصوصا مشار الملك نميدانم بچه مناسبت دنبال جوان‌هاى آندوره ريزه‌خوانيهائى كرده بود كه در همان روزهاى برقرارى مجدد آزادى ، ديگر نتوانسته بود در وزارتخانه بند شود و جا خالى كرده خانه‌نشين شده بود . البته ممكن بود بآقاى وزير ماليه گفته شود كه اگر مقصود از تعيين رئيس محاسبات ، از طرف وزارت ماليه ، حفظ ماليهء دولت باشد ، در حقيقت تحصيل حاصل است . زيرا با تفتيشات دو سه طرفه‌اى كه در اين كار به عمل ميآيد ، حيف‌وميلى در كار نيست و شما كارهاى